از همین جا تولدش را بهش تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشه و به همه آرزوهاش
برسه و در کنار خانوادش شاد باشه![]()
هیچ کس به خوبی داداش من نداره
لنگه نداره به خدا
داداشم خیلی خوبه
تولد تولد تولد مبارک![]()
![]()
![]()

جوانان ( برادر گلم آقای داکتر رحمانی)
پرستو های افغان در غربت
از همین جا تولدش را بهش تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشه و به همه آرزوهاش
برسه و در کنار خانوادش شاد باشه![]()
هیچ کس به خوبی داداش من نداره
لنگه نداره به خدا
داداشم خیلی خوبه
تولد تولد تولد مبارک![]()
![]()
![]()

جوانان ( برادر گلم آقای داکتر رحمانی)
خدایا!
مگذاردعاکنم
که مراازدشواری هاوخطرهای زندگی
مصون داری
بلکه دعاکنم تادررویارویی باآنها
بی باک وشجاع باشم.
مگذارازتوبخواهم
دردمراتسکین دهی
بلکه توان چیرگی برآن رابه من ببخشی.
خدایم!
متبرکم کن
تا یگانه درسی راکه نیازمندش هستم بیاموزم:
اتکای کامل به تو.
خدایم!
دیری ست ازتوجدامانده ام
مرابه خانه بازگردان!
خدایا!
به توعشق می ورزم
بیشتر وبیشتربه توعشق می ورزم.
تورابیش ازهرچیزدیگری دراین دنیا
دوست می دارم.
چنان به توعشق می ورزم که
سرمست وبی خودمی شوم.
خدایم!
مراعشق پاک وخلوص وعبودیت عطا کن.
متبرکم کن تادنیاباتمامی
غم هاوخوشی هایش زشتی هاوزیبایی هایش
مرانفریبد.
خدایا !
بگذار
در چرخه ای که دوباره می چرخد چرخ زندگی هامان بچرخد
و هیچ جوانی حسرتخوار زندگی دیگری نباشد
و هیچ کودکی در اندوه شیرینی یک گیلاس ننشیند
و هیچ پیری آزرده موهای سپیدش نشود
خدایا ! 
شبت قرارگاه دلهای عاشق است
نه جای امن دزدان و بدکاران
به ماه فرمان ده تا نورش را بالا پوش بندگانت کند
نه شبچراغ بد اندیشان روزگار
خدایا ! 
دلهایمان را چنان وسعت ده که خانه همه بندگانت شود
و حقارت را از ما بران تا برای مشتی برنج و قرصی نان بر هم تیغ نکشیم
و دشنام نگوییم و برادرانمان را دشمن نخوانیم
نگذار خاطره دیروزهای پر از تو را فراموش کنیم
و دل خوش باشیم به امروز پر کینه
و شرمسار فردایمان باشم
خدایا ! 
بگذار
در این روزها که می آید نیت کنیم
که در خانه هر مسلمانی
سلامتی باشد
شور باشد
شعر باشد
ساز باشد
و عشق
عشق نیز باشد .
خدایا ! 
خودت به فریادمان برس !




مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
خشم لبريز از مهرباني:
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.
قدرت مندي و جديت:
به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.
گام به گام رو به سعادت:
مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.
عظمت مقام مادر:
در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».
تعالي انديشه در مادر:
حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».
تجليل ويژه از مادر:
خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.
استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».
حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.
استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»
دعا براي والدين:
خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.
مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم.



دوستت دارم مادرم 




زندگی زندانی است که در آن بيش از زندانی؛ زندانبان دارد!!
زندگی حس غريبی است که يک مرغ مهاجر دارد!!
زندگی دين بزرگی است که بر گردن ماست!!
خستگی
خسته ام من خسته از دنيا و اين تکرار او
نمی بينم در اين گلها دگر من رنگ و بو
تمام خاکيان غرقند در دورويی و دورنگی
نداردکس نشان از عشق و زيبايی،قشنگی
کسی در دل ندارد ياد ياران
ندارد شهر ما ديگر صفای روز باران
چرا ديگر کسی از دوستی ها نمی گويد
چرا کسی ديگر گلهای خوشبو را نمی بويد
خسته ام من خسته از اين ظلم عالم سوز
روزهايم سخت و دشوار،شبهايم تو گويی بدتر از روز
چرا دنيا محل ظلم و جور است
چرا نتوان در ظلم و ستم بست
چرا بايد بجای خوبی و نور
بجای عشق دوستی و شور
سخن از ظلم باشد مرگ باشد
چرا باريدن نم نم باران بجايش بارش مرگ آور تگرگ باشد
بياييد ای خاکيان آسمانی
بجنگيم باظلم وجور آشکارا و نهانی
بياييد با هم با دستهای هم
بر اين زخمهای کهنه بگذاريم مرحم
کاش اين يه جمله هيچ موقع
از يادمون نره....
ادمی چه بد باشه چه خوب باشه
مسافره......
خدايا عاشقان را با غــم عشق آشنا كن
ز غم هاي دگر غير از غــم عشقت رهــا كن
تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانــه داري
شكستــــه قلب من جانا به عهد خود وفــــا كن
خدايــــــــا بي پناهـــم ، ز تو جـز تــــو نخواهــم
اگــر عشقت گناه است ، ببين غــــرق گناهـم
دو دست دعا فرا برده ام به سوي آسمان ها
كه تا پركشم به بال غمت رها دركهكشانها
چـو نيلوفــــر عاشقانـــه چنان مي پيچــــم به پاي تو
كه سـر تــا پــا بشكفــد گل ز هـــر بنــدم در هــــواي تــو
به دست يـــاري اگر كه نگيري تو دست دلم را دگر كه بگيـرد
به آه و زاري اگر كه نپذيـــري شكست دلــــم را دگــر كه پذيـــرد





درد عشق
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دردی در سينه ام دارم كه مپرس
درد عشقی در جان دارم كه مپرس ، راه دشواری در پيش دارم كه نگو
دلم از دوری تو به درد آمده ، درد قلبم در اين زندگی به جانم آمده
درد دوری تو ، و درد..........
عزيزم بيا ، بيا در كنارم تا لا اقل ديگر اين درد دوری در سينه ام نباشد
خودم درد دارم ، پس اين درد دوری را ديگر در قلب من نگذار بماند
دردی در سينه ام دارم كه مرا پريشان ميكند
با وجود اينكه قلبم به دور از عشق پر از درد است ولی باز من با تو می مانم
با تو می مانم با همين قلب پر از درد
با تو می مانم كه بگويم دوستت دارم ، تا ابد و تا جايی كه جان داشته باشم
درد عشقی دارم كه نگو ، ساز غمگينی می شنوم كه مپرس
راه زندگی را تنها به اميد تو ميپيمايم! راه زندگی را تنها به اميد رسيدن به تو ادامه ميدهم
بيا ای كسی كه درد عشق را در قلب من گذاشتی ، بيا ای كسی كه مرا به عزای لحظه هايم
نشاندی ، بيا و با حضورت در كنارم قلبم را آرامتر كن ، قلب پر از درد مرا با حضورت شفا
بده
تو دوای درد منی ، تو اميد زندگی منی
ای كه تو آتش عشق را در وجود من شعله ور كردی ، بيا و اين آتش سوزان عشق را با
حضورت در كنارم خاموش كن ، بيا و با خود باران عشق را در اين قلب پر از درد من نازل
كن! بيا و باران عشق را بر روی كوير تشنه و خشك و پر از درد قلبم نازل كن تا قلبم دريايی
شود كه هر قطره از آب آن دريا پر از محبت و عشق تو باشد
درد نهفته ای در قلبم دارم كه نمی گويم ، تو ديگر اين درد مرا تبديل به سرطان عشق نكن
صداقت ، يكرنگی ، يكدلی ، عشق ، محبت در قلبم دارم ! اما قلب من با دردی كه دارد اين
احساست عاشقی را نيز به درد آورده است
با حضور تو در قلبم اين احساسات پاك را آرام كن و اميدوارم كن به زندگی
درد عشق درمانی ندارد ، درد عشق آرامی ندارد ، درد عشق راه چاره ای ندارد اينك تو بيا و
مرا آرام كن ، تو كه دوای هر درد بی درمان منی عزيزم
| مادر که با ارزش ترین هدیه خداست، | |
|
امروز می خواهم از او بنویسم:از مادر که با ارزش ترین هدیه خداست، مادر امروز روز توست ،هر روز باید روز تو باشد و این از بی معرفتی ماست که
تویی که هر روز به یاد مایی و تویی که روز و شب ها را به پای ما ریختی و سوختی و ساختی تا ما را بسازی ، مادر می دانم که دل نگرانم هستی و دوست دارم بدانی که می دانم هنوز که هنوز است دلشوره من را داری... مادر امروز روز توست و من امروز بیش از هر روز به یاد می آورم روزهای بی قراری ام را که بی قرارم بودی و روزهای دوری ام که دل توی دلت نبود... مادر امروز از راه دور سلامی دوباره می دهم به تو که بی مضایقه خوب بودی و هستی و می مانی... آرزو می کنم برای همه مادران دنیا که صد و بیست سال
چه دور،چه نزدیک ،مهم نیست ، مهم این است که تو مادری و هرگز ما را از خود جدا نمی دانی. |
| خدا فرمان داده | |
|
خدا فرمان داده که جز او چیزی را نپرستید و با پدر و مادر نیکی کنید اگر یکی از پدر و مادر و یا هر دو به پیری رسیدند پس هرگز با کمترین کلمهای که رنجیده خاطر شوند آنان را میازار و از خود مران و ناراحت مکن و همیشه با مهربانی و ادب با آنها صحبت کن |
| ، لطفا نام فرشته ام را به من بگو | |
کودکی که آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید : |
| |
|
|
| |
|
|