تبليغاتX
به نام آشناترین آشنایان

به نام آشناترین آشنایان

پرستو های افغان در غربت

 

شانزده خط برای زندگی

۱)دوستت دارم، نه بخاطر شخصيت تو،بلکه بخاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم:

۲)هيچکس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نميشود.

۳)اگر کسي توراآنطور که ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تورا با تمام وجودش دوست ندارد.

۴)دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند.

۵)بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد.

۶)هرگز لبخند را ترک نکن،حتي وقتي ناراحتي.چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

۷)تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي،ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

۸)هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند،نگذران.

۹)شاید خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را.به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شکرگذار باشي .

۱۰)به چيزي که گذشت غم نخور،به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

۱۱)هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند،با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده،دوباره اعتماد نکني.

۱۲)خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل ازآنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.

۱۳)زياده از حد خود را تحت فشار نگذار،بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري.

۱۴)به کسي واسه’ انجام کاري که براش ميکني منت مگزار .

۱۵)تو زندگي آدم بايد روي پاي خودش بايسته ، آدمي از جايي مي افتد که به آن تکیه داده است .

۱۶ )از شکست نترس و سعی کن از شکست نکته ای برا پیشرفتت پیدا کنی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 1:57  توسط پرستو های آشنا  | 

درد عشق



دردی در سينه ام دارم كه مپرس

درد عشقی در جان دارم كه مپرس ، راه دشواری در پيش دارم كه نگو

دلم از دوری تو به درد آمده ، درد قلبم در اين زندگی به جانم آمده

درد دوری تو ، و درد..........

عزيزم بيا ، بيا در كنارم تا لا اقل ديگر اين درد دوری در سينه ام نباشد

خودم درد دارم ، پس اين درد دوری را ديگر در قلب من نگذار بماند

دردی در سينه ام دارم كه مرا پريشان ميكند

با وجود اينكه قلبم به دور از عشق پر از درد است ولی باز من با تو می مانم

با تو می مانم با همين قلب پر از درد

با تو می مانم كه بگويم دوستت دارم ، تا ابد و تا جايی كه جان داشته باشم

درد عشقی دارم كه نگو ، ساز غمگينی می شنوم كه مپرس

راه زندگی را تنها به اميد تو ميپيمايم! راه زندگی را تنها به اميد رسيدن به تو ادامه ميدهم

بيا ای كسی كه درد عشق را در قلب من گذاشتی ، بيا ای كسی كه مرا به عزای لحظه هايم

نشاندی ، بيا و با حضورت در كنارم قلبم را آرامتر كن ، قلب پر از درد مرا با حضورت شفا

بده

تو دوای درد منی ، تو اميد زندگی منی

ای كه تو آتش عشق را در وجود من شعله ور كردی ، بيا و اين آتش سوزان عشق را با

حضورت در كنارم خاموش كن ، بيا و با خود باران عشق را در اين قلب پر از درد من نازل

كن! بيا و باران عشق را بر روی كوير تشنه و خشك و پر از درد قلبم نازل كن تا قلبم دريايی

شود كه هر قطره از آب آن دريا پر از محبت و عشق تو باشد

درد نهفته ای در قلبم دارم كه نمی گويم ، تو ديگر اين درد مرا تبديل به سرطان عشق نكن

صداقت ، يكرنگی ، يكدلی ، عشق ، محبت در قلبم دارم ! اما قلب من با دردی كه دارد اين

احساست عاشقی را نيز به درد آورده است

با حضور تو در قلبم اين احساسات پاك را آرام كن و اميدوارم كن به زندگی

درد عشق درمانی ندارد ، درد عشق آرامی ندارد ، درد عشق راه چاره ای ندارد اينك تو بيا و

مرا آرام كن ، تو كه دوای هر درد بی درمان منی عزيزم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 18:7  توسط پرستو های آشنا  |