تبليغاتX
به نام آشناترین آشنایان -

به نام آشناترین آشنایان

پرستو های افغان در غربت

بیگانه با خود گشته ام من عاشقی گم گشته ام

زندانی شهر سکوت دیوانه ای سرگشته ام

فریادم ازآشوب در این غربت دیار خشم ونفرین

خسته م دگر ازاین دورو یی از عشق وایثار دروغین

غربت همه درد است وفریاد

حّس غریبی دو همزاد

غربت همه شیون زحسرت

غربت عذاب بی نهایت

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 0:14  توسط پرستو های آشنا  |